تبليغاتX
ستاره زیبای من
ستاره زیبای من
دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385
صبر خدا

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان

جهان را با همه زیبایی و زشتی به روی یکدیگر ویرانه می کردم .

 

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم که می دیدم یکی عریان و لرزان دیگری

پوشیده از صد جامه رنگین زمین و آسمان را واژگون مستانه می کردم

 

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم که در همسایه صدها گرسنه چند بزمی

گرم عیش و نوش می دیدم نخستین نعره مستانه را خاموش

آن دم بر لب پیمانه می کردم .

 

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم نه طاعت می پذیرفتم نه گوش از بهر

استغفاراین بیدادگرها تیز کرده پاره پاره در کف زاهد نمایان

سجه صد دانه می کردم

 

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد

بی سامان هزاران لیلی ناز آفرین را کوه به کوه آواره و دیوانه

می کردم .

 

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان

سرا پای وجود بیوفا معشوق را پروانه می کردم .

 

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم مشوش عارف عامی ز برق فتنه این علم

آدم سوز مردم کش بجز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری در

این دنیای پر افسانه می کردم .

 

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم به عرش کبریایی با همه صبر خدایی تا که

می دیدم عزیزی نابجا ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد

گردش این چرخ را وارانه بی صبرانه می کردم .

 

عجب صبری خدا دارد !

چرا من جای او باشم ؟ همین بهتر که او خود جای خود بنشسته

و تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد وگرنه من

بجای او چو بودم

یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل فرزانه می کردم !

" عجب صبری خدا دارد "


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:53 توسط : سامان

RSS