سه شنبه سوم مرداد 1385
آیا کسی مرا ...
ای اقاقی های وحشی که بی هیچ لبخندی ،
در کنار کلبه تاریک من پا گرفته اید ،
ای واژه های تلخ تنهایی ،
ای عابران خسته سرنوشت ،
ای ورق های پاره شده در غبار سهمگین ،
آیا کسی مرا ،
در خاطرات اشکهایش می شناسد ؟
آیا عابران کوچه های غم ،
فقط برای یک لحظه کنار پنجره رازهایم می نشینند ،
تا قصه ملکه قصر ماتم را باز گویم ؟
با شمایم ؛
ای آدمهای شیشه ای !
من در حسرت یک تبسم صمیمی مانده ام .
ای کوچه های گلی رویا ،
آیا گامهای دیروز کودکی ام را ،
با شادی من باز می گردانید ؟
با شماهایم ای اسطوره های قصر ماتم !!!!!
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:12 توسط : سامان


