خیلی سعی کردم که نیام حتی خواستم وبلاگو ببندم ولی دلم نیومد
در این میون بعضی ها واقعا خوشحال میشن و خیلی ها هم بدشون میاد که بازم برگشتم ولی این بار دیگه حرف و نظر کسی برام مهم نیست ( البته اونایی رو میگم که از من متنفرن) . من فقط به خاطر یک نفر برگشتم
در مورد عوض شدن قالب هم بگم که هم برای تنوع و هم برای آغاز مجدد فکر خوبی باید باشه گر چه تا بخوام بهش عادت کنم زمان میبره
روزی ، پاک متولد میشویم و مسافتی را به نام زندگی طی میکنیم و روزی دیگر بدرود خواهیم گفت و جز یک واژه ، چیزی دیگر از ما نخواهد ماند ، «خاطره»
و چه زیبا سروده است مهدی اخوان ثالث :
« در گذر گاه زمان
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود میگذر
عشقها میمیرند
رنگها رنگ دگر میگیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده بجا می ماند »
بی صبرانه منتظرتونم ![]()
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:47 توسط : سامان


